دوشنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۷

اعلامیۀ جهانی حقوق بشر

متن اعلامیۀ جهانی حقوق بشر را در اینجا بشنوید.
اجرا: هانیه
برای کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ اعلامیۀ جهانی حقوق بشر می توانید لینکهای زیر را ببینید.
فهرست نام نویسندگان و شعرا در کتابخانۀ گویا
فهرست نام آثار موجود در کتابخانۀ گویا

5 Comments:

At ۱۵.۱۱.۸۷, Anonymous فریبا said...

سلام.
وقتی اعلامیه حقوق بشر در وبلاگی منتشر می شود، بطور تلویحی نشانهء آنست که نویسنده وبلاگ، مخاطبان و بطور کلی جو عمومی انسانها خواستار شنیدن آن هستند. این اعلامیه سال 1948 منتشر شده. یعنی 62 سال پیش!!
وای بحال ما انسانها که چیزهایی برایمان تازگی دارند که بیش از نیم قرن از تولد آنها گذشته است!
دنیای بشریت تا این حد عقب افتاده است که حقوقش را که نیم قرن پیش برای خودش تعیین کرده، دائماً باید یادآوری کند.
و ای کاش نیم نیمی از این حقوق در جهان امروزهء بشریت رعایت می شد!

 
At ۱۶.۱۱.۸۷, Anonymous پرویز رجبی said...

فریبای گرامی
شما حق دارید. ولی ساعت خواب! مگر ما باد به غبغب نمی‌اندازیم که کورش بزرگ حدود 2500 سال پیش منشور آزادی را صادر کرده است؟ ما اگر اشاره به 62 سال داریم، پس دیگر اجازه نداریم حتی به یاد منشور کورش بیفتیم.
اما خانم گرامی! نه آن و نه این! واقعیت این است که با اعلامیه نمی توان حجت را برای ما انسان های مبهوت تمام کرد. حقوق بشر همان روزی که به شورای امنیت پنج نفری اندیشیده شد، با فاتحه تشییع شد. راستی چند بار از خودتان پرسیده اید که چرا باید فقط پنج نفر در دنیا ناظر بر حقوق بشر باشند؟ تازه نه پنج شخصیت خوش و پرآوازه! بلکه پنج خبیثی که توانایی شان برای خباثت مناسب و کافی تشخیص داده شده است!
شما خیلی بهتر از من می دانید که آسمان با این یک بامش چند هوا دارد!
و واقعیت این است که برای رسیدن به «اجماع» در حقوق انسانی هنوز راهی پرسنگلاخ را باید پشت سر بگذاریم...
هنوز حقوق خانوادگی، دوستی، همسایگی و هم محلگی و... روشن نیست!...
هنوز تکلیف پنج حسی که با طمطراق کشف شده اند روشن نیست... هنوز نمی دانیم که چه را و تا چه مدت می توانیم بچشیم، ببینیم، بشنویم، لمس کنیم و ببوییم...
فریبای گرامی
کجای کارید؟ 62 سال که یک چشم به هم زدن است!...
هیچ فکر کرده اید که هنور در رفتار فرمانروایان در طول هزاران سال تغییر ماهوی چندانی رخ نداده است؟...
حتی اگر به من، پرویز رجبی، بگویید که هزار بار به حقوق انسانی بی حرمتی کرده ام، با صداقت و انصاف نمی توانم از خودم دفاع کنم!...
فریبا! فکر نکن که من ترا درک نکرده ام و متوجه منظورت نشده ام! اما فکر کن که هنوز فریبایی «فریب» غوغا می کند...
بگذار گاهی حرفی بزنیم و دل خوش بداریم...

 
At ۱۶.۱۱.۸۷, Anonymous پروانه said...

خانم مهدوی عزیز و هانیه جان از حسن انتخابتون سپاسگزارم. لازم بود چیزی را که هر روزه برایش فریاد می زنیم حداقل یکبار از اول تا آخر بشنویم. پایدار باشید

 
At ۱.۱.۸۸, Blogger rahim.rf@gmail.com said...

با درود وبا شاد باش
نوروزی
آغاز نوروز جمشیدی هشتادو هشت را برایتان تبریک عرض نموده وبرایتان آرزوی.بهروزی وتندرستی آرزو مندم وبه امیده آن نوروزی که دیگر مشنویم فردی
به جرم ابرازه عقیده واندیشه به جرم اعتراض بر بی عدالتی محبوس ویا مقتول شده به امیده آن نوروزی که انسان شاهدو ناظر صلح و قانونمندی وعدالت و امنیت
در سراسر گیتی باشد از این ره دور دستان توانمندتان را فشرده وبرایتان سالی نیکو خا هانم .خرد یارو نگهدارتان باد و پاینده ایران
ارادتمندتان رحیم مجاور ویجویه از تبریز
30/12/1387

 
At ۷.۱۱.۸۸, Blogger سیاوش said...

درود بر شما دوستان گرامی. من در فیس بوک یک صفحه ویژه ی حقوق بشر دارم . با رخصت از شما لینک این صفحه را در فیس بوک قرار دادم . گمان می کنم همه باید این متن را بشنوند. امیدوارم این جسارت مرا ببخشید.
مهدی

 

ارسال یک نظر

<< بازگشت به صفحۀ اصلی