سه‌شنبه، مهر ۰۹، ۱۳۸۷

سخنی چند با شنوندگان

دوستان عزیز توضیحاتی در مورد نحوۀ برگزاری نشستهای شاهنامه پژوهی و همچنین عملکرد کلی کتابخانۀ گویا را در اینجا بشنوید
فهرست نام نویسندگان و شعرا در کتابخانۀ گویا
فهرست نام آثار موجود در کتابخانۀ گویا

29 Comments:

At ۱۰.۷.۸۷, Anonymous مارال said...

درود بر شما گیتی بانو
شایسته ترین پاسخ را به یاوه گویان دادید
آفرین

 
At ۱۰.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

باز، جاکشی دیگر، مارال گرامی، سر درآورده اند که در پاسخشان مشاهده می شود چگونه آدمی هستند، یعنی به جای اینکه در مورد بد بودن کیفیت فایل که از نخست مورد انتقاد من بود صحبت کنند پاسخ شایسته خانم مهدوی را به یاوه گویان آفرین می گویند. به به چه آدم های جالبی...

مارال جان، ما هم به دلیل بهتر شدن کیفیت کار این همه می نویسیم! شما چطور؟ نکند فکر می کنید این جنگ قوم و کیشی است، ها؟

البته که خانم مهدوی بانوی فرهیخته ای هستند ولی گیتی مهدوی از ادعا و برتری-جویی و مسابقه و رقابت هم صحبت می کنند که واقعا نمی توان فهمید این واژه ها را چرا آورده اند. موضوع ما هیچ ربطی به این چیزها نداشت بلکه در مورد کیفیت فایل و خوانش خانم هانیه بود. واقعاً نمی توان فهمید چرا ایشان نیز هیجان زده شده اند و چنین تهمت هایی که هیچ ربطی به بحث ندارند را عنوان می کنند.

ای داد بیداد -
واقعاً کی می خواهید مثل بچه آدم با منطق و برهان گفتگو کنید؟

 
At ۱۰.۷.۸۷, Anonymous مارال said...

...

 
At ۱۰.۷.۸۷, Anonymous علی said...

سرکار خانم مهدوی مدیر این مجموعه، با تمام احترامی که برای شما و کار ارزنده تان قائل هستم باید عرض کنم شما بطور ناخواسته با این فرد بی ادب و فحاش در حال هماهنگی هستید!
گرچه می دانم شما به نشانه‌ی آزادی بیان به این فرد اجازه ي نوشتن می دهید، اما دوست عزیز هنگامیکه وی بروشنی به دیگران فحاشی می کند در حالیکه در هیچ کجا ندیدم کسی به این فرد فحشی بدهد، آیا این منظقی است که شما فحشهای وی را اجازه‌ی انتشار دهید!؟
می دانم همانطور که خود نوشته اید، اینگونه افراد در حقیقت شخصیت و میزان شعور خود را نشان می دهند اما آیا کافی نیست؟
امیدوارم تجدیدنظر بفرمایید

 
At ۱۰.۷.۸۷, Anonymous Vali said...

Az Banoo Mahdavi taghaza dAram ke website e Ketabkhaneye Gooya rA az Aloodegi e "comment" hAyi ke shAmel e bi-adabi va towhin hastand hazf konand. JavAbe bi adabAn khAmooshi ast.
Ba ehterAm
Vali Dadgar

 
At ۱۰.۷.۸۷, Anonymous ساناز said...

آقای ناشناس مشا نوشته اید:
ای داد بیداد -
واقعاً کی می خواهید مثل بچه آدم با منطق و برهان گفتگو کنید؟

آیا منطق و برهان شما "جاکش" خواندن دیگران است؟!

 
At ۱۰.۷.۸۷, Blogger Giti Mahdavi said...

دوستان عزیزم, من هم چون شما از آلوده شدن کتابخانه به کلمات رکیک رنج می برم. ولی فعلأ منتظر هستم که آقای ناشناس بالاخره متوجه بشوند که اینجا کتابخانه است و ما استعداد و توانایی هم صحبتی با ایشان را نداریم. پس خواهش میکنم که همگی با هم صبر و سکوت پیشه کنیم. با احترام
گیتی مهدوی

 
At ۱۰.۷.۸۷, Anonymous Vali said...

.......
Vali Dadgar

 
At ۱۱.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

آری کم کم مثل غلط های کتاب آقای پرویز رجبی که بزور نمی خواهند آنها را قبول کنند فراموش خواهد شد. در واقع به دلیل انتقاد از فایل هانیه خانم، این خوانش، دوباره تجدید کیفیت شد. مثل اینکه یادتان رفته است.

خانم گیتی مهدوی اگر در گفتار خویش تهمت هایی که هیچ ربطی به موضوع نداشت را علم نمی کردید، ما هم همانند شما عمل نمی کردیم و جا..ان را همچنان آقا و خانم صدا می زدیم. کوشش کنید در هیجان-زدگیتان انصاف را از یاد نبرید.

و دوستان خوب، همچنین تلاش داشته باشید به این گونه ی ایرانی، گله ای به افراد حمله نکنید. در مورد خوانش و نقد و داستان بنویسید، منطق و موضوع بحث شده را از یاد نبرید، خواهش می کنم. حمله های گله ای و قومی، و باندبازی هیچ چیزی را دوا نمی کند.

ای داد بیداد

 
At ۱۱.۷.۸۷, Anonymous نوشین said...

با هم مروری به منطق و برهان آقای آرش عبدی زاده داشته باشیم:

1. کسانی را که هیچ فحشی به وی نداده اند، "جاکش" می خواند!

2. از بحث درباره خوانش هانیه به نقد به نوشته دکتر رجبی می پردازد!

3. و جالب ترین منطق وی: بدلیل آنکه گیتی مهدوی در گفتار خود به موضوع نامرتبط (به زعم وی) پرداخته است، دیگران باید توسط وی "جاکش" خطاب شوند!!

جداً که چه خوب رفته رفته "منطق" و "برهان" خود را آشکار می کند!

 
At ۱۱.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

ما هم سال ها و قرن باید صبر کنیم تا قرون وسطا را پشت سر بگذلریم
ما در دوره گدار هستیم
هنوز زود است که جاکش خطاب نشویم و به کسی که دیگری را جاکش خطاب می کند سلام ندهیم

 
At ۱۱.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

دقیقاً

 
At ۱۱.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

آفرین
دورهء این افراد هم سر خواهد آمد روزی

 
At ۱۱.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

ضمناً نوشین بانو خیلی دقیق مچ این فرد را گرفته است و بقول معروف زده است به خال

 
At ۱۱.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

ای داد بیداد

 
At ۱۱.۷.۸۷, Anonymous ناصر said...

خدمت بانو مهدوی،
صدای شما را شنیدم. بنده همیشه قدر دان زحمات شما بوده و هستم و اگر کلمه "ناشیانه" را برای تبدیل فایل بکار برده ام و برای شما گران تمام شده است، پوزش مرا پذیرا باشید. قصد بدی نداشتم.
خوشحالم که فایل مورد نظر را اصلاح نموده اید.
باجانی

 
At ۱۱.۷.۸۷, Anonymous علی said...

چه خوب که بالاخره آقای آرش شریف زاده عبدی در وبلاگ دکتر رجبی مقر آمده و در برابر آشکارگری افراد تیزبینی که شیوهء نگارش وی را شناختند و دست وی را از پنهانگری رو کردند، نتوانست طاقت بیاورد و مجبور به اعتراف بحضور مخفیانه خود پشت نوشته های ناشناسانهء خود شد.
از آنجا که ایشان تخطئهء افراد را نیز همیشه مد نظر دارد، من نیز این اجازه را بخود می دهم تا در مورد شخص ایشان این نظرم را عنوان کنم: با آشکار شدن نام وی توسط فرد باهوش و روشنگری در کتابخانهء گویا جستجوی اینترنتی کردم و در صفحه ای دیدم ایشان خود را دارای معلومات و کتابها و مقالاتی معرفی نموده است. در عین حال در کتابخانهء گویا فحاشی ایشان به افراد بی گناه و پاک دهانی را خواندم. برایم متناقض آمد، که ناگهان این شعر به یادم آمد که:
عالم شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل!

درود

 
At ۱۱.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

علی خان، شما مثل اینکه خیلی از کوره دور هستید. موضوع در باره شخص من و دیگران نبود که دستم رو بشود یا نه. مشکل از انتقاد به خوانش هانیه و کیفیت فایل شروع شد که خوشبختانه سپس کیفیت بهتری درج شد. شماها که همان کیفیت و خوانش را از همان نخست دوست داشتید. پس از اینکه من به نوع دیگری جز شما برخورد کردم مثل یک گله که عادت بد ایرانی ها است جمع شدید تا تنها نام مرا فاش کنید. منطق را مشاهده می کنید؟ من که از کسی ترسی ندارم که شما مثل پلیس بروید و دستم را رو کنید. همیچنین که پیش بینی می کردم دست رو کردن برای شما دوستان مهمتر است تا در مورد مشکلات اصلی گفتگو کردن. ای داد بیداد

آن شخص هم تیز بین نبود، هر کسی می داند که رد پای اینترنتی اش در سایت ها خواهد بود، لطف کرده بچه گول نزنید! در این مکان آلوده ای که بوجود آورده اید. چرا حتی خودتان از توصیه های گیتی خانم پیروی نمی کنید؟ مگر به آن اعتقاد ندارید؟ می بینم که ناصر آقا به خودشان آمده و از هیجان زدگیشان دست کشیده اند. حالا شما هی بزنید به خال!!!

آری، بروید در وبلاگ پرویز رجبی پاسخم به استاد دوستخواه را در حمایت بی دلیل ایشان از نوشته های اشتباه پرویز رجبی در کتابشان، ترازوی هزارکفه ببینید. پرویز رجبی هنوز هم آن اشاراتی که حتی آقای رضا مرادی غیاث آبادی از متن کتاب او داشتند را به روشنی نپذیرفته اند. دکتر دوستخواه هم که هیچ، گفتگوی ما را به خوبی نخوانده اند و به جای کروی بودن اختران و ابااختران پرویز رجبی در یسنه 44 برای خودشان در مورد کروی بودن زمین از اوستا نو دلیل می آورند که هیچ ربطی به موضوع نداشت.

باز بر پایه منطق و برهان از شما می پرسم که آیا گیتی مهدوی اگر پس از بحث پیش آمده در این تارنما گفتار و پیام خود را ضبط نکرده بودند هنوز هم از واژگانی چون: ادعا و برتری-جویی و مسابقه و رقابت صحبت می کردند؟ نوشین خانم، شما هم خیلی زود هیجان زده شدید و به قول خودتان منطق مرا رد کرده اید!

علی جان شما هم به خودتان اجازه ندهید که پیش از اینکه بدانید در مورد چه چیزی حرف می زنید بدون منبع و منطق در مورد شخص دیگری نظر ندهید! این کار زشتی است. ما داریم در مورد ادبیات و تحقیق گفتگو می کنیم و نه دیدگاه و نظر شما به شخص من یا دیگری.

ممکن است که گفتگو با من بدون دلایل خوب سخت باشد ولی این هیچ اجازه ای به دخالت کردن شما و دوستانی که موضوع اصلی را فراموش کرده اند و تنها حمله ور شدن به من را به پیش گرفته اند ندارد.

پس اگر خودتان فحاشی می کنید و در گفتگوی دیگران دخالت بی جا می فرمایید باید این را بپذیرید که گرچه به دید شما من آدم نیستم ولی عالم که هستم. خانه بر سر کسانی خراب می شود که در سنین بالا نه عالم هستند و نه آدم. من هنوز جوانم و با دید شما هنوز زمان آدم شدن را دارم. - ولی نه آدمی که مد نظر شما است. از شما تا آنجایی که تا کنون نشان داده اید به سختی می توان چیز یاد گرفت علی خان!

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

ای داد بیداد و ای وای بر ما
آرش شریف زاده عبدی
www.arashabdi.com

 
At ۱۲.۷.۸۷, Anonymous شیدا said...

حقیقتأ،ای داد بیداد و ای وای بر ما که بیمار خود بزرگ بینی مانند جناب آرش شریف زاده عبدی عالممان باشد. آرش خان لطفأ با همان نام ناشناس بنویسید که بعدأ که سلامتیتان را باز یافتید از خواندن پرت و پلاها و خُزعبلاتی که نوشتید شرمنده نشوید. با آرزوی سلامتی برای همۀ بیماران
شیدا

 
At ۱۲.۷.۸۷, Anonymous علیرضا said...

آقای ناشناس اول و آرش شریف زاده عبدی دوم،
تمام سخن شما بدور از منطق است! یک به یک موارد را اشاره می کنم و هرچند می دانم شما عقده‌ی برتری طلبی و پیروز شدن و فاتح جلوه کردن دارید و با آسانی نیز درمان نمی شوید، اما برای دیگران می نویسم تا روشن شود تمام حرفهای شما ادعاهایی پوچ بیش نیستند.
1. نوشته ای از کسی نمی ترسی! می پرسم: پس از از همان ابتدا با نام و آدرس واقعی سایتت نمی نوشتی؟‍!! آیا ترس از این نبود که شخصیت گند و متعفن و فحاشت را همه بشناسند؟ و حالا که دیگری دستت را رو کرد دیگر امضاء میکنی!؟
2. نوشته ای هر کس می داند رد پای اینترنتی اش در سایت ها خواهد بود. دروغ می گویی چون وارد به امور نت هم نیستی! شما در همین سرویس بلاگر که خانم مهدوی وبلاگ کتابخانه گویا را راه اندازی نموده و دکتر رجبی نیز وبلاگ درست کرده است، یک وبلاگ بساز و ببین آیا کامنتهای دیگران با IP ایشان می آید یا نه. همه می توانند چنین تستی بکنند. و ببینند که سیستم بلاگر امکان دیدن IP را نمی دهد. پس می بینی که نه تنها آدم نیستی، بلکه عالم هم نیستی و بی سوادی. ادعای تو مبنی بر براحتی شناسایی شدن در نت هم بی پایه و اساس است. و آن فرد خوش ذوق تیز چشم خوش تو را شناخت و پته ات را بروی آب انداخت!
3. دوست دیگری نیز قبلاً هم نوشته وبد(در کتابخانه گویا) که منطق شما اینست که: چون گیتی مهدوی به من(آرش) چنین گفت، پس من اجازه دارم دیگران را "جاکش" بخوانم!! آیا این منطق است؟! چرا به صحرای کربلا می زنی؟ چرا جواب این ناهنجاری های روحی روانی و رفتاری ات را نمی دهی؟
تو که نه پندار نیک داری و نه گفتار نیک و نه کردار نیک!
4. به علی نوشته ای "پس اگر خودتان فحاشی می کنید ..." ! می شود بگویی علی در کدام پیام به تو یا کسی فحاشی کرده است؟ من تمامی پیامها را خواندم و در هیچکدام ندیدم کسی به کشی فحاشی کرده باشد، جز شما!
5. نوشته ای: "ما داریم در مورد ادبیات و تحقیق گفتگو می کنیم ..." جداً که مضحک است! هر انسان باشعوری پیامهای شما را بخواند بروشنی متوجه می شود شما جز در پی پوزه مالیدن به خاک و ندای "برنده شدم" نیستید! اگر تحقیقات شما چنین است، اراذل و اوباش و فحاشان باید پیشروان امر پژوهش و تحقیق باشند!
6. بروشنی در انتهای پیامتان دکترها دوستخواه و رجبی را غیر آدم و غیر عالم می خوانید. (ضمن پوزش از دکترهای عزیزم)، آرش! اگر این دو واقعاً نه عالمند و نه آدم، پس بحث شما با آنها دیگر چیست؟! تو که خود را آدم نمی دانی(که بر منکرش لعنت)، این را بدان که عالم هم نیستی! جوجه عالم هم نیستی! مقام و شان یک فرد عالم، آن نیست که با فحاشی و قلدری بخواهد دیگران به عقیده‌ی وی اقرار کنند.
کسی هم که از سی سال رد کرد و اینگونه فحاش و گنده دهان از آب در آمد، دیگر آدم بشو نیست!
---
و در پایان، من به سایتت سری زدم و بخش هایش را دیدم. در بخش پرسش و پاسخها مطالب بسیاری درباره سکس دیدم و اینجا بود که پی بردم استفاده‌ء تو از کلمهء "جاکش" و احتمالاً آشنایی ات با این حرفه بسیار برای خودت درخورتر است تا اینکه دیگران!

 
At ۱۳.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

مشاهده می کنیم که همگی پیش بینی هایم درست از آب در آمده اند(ای کاش چنین نبود). برای ما تنها احترام به "آقا" مهم است نه خردجویی و نیک بینی و فلسفه!

علیرضا جان، من چند سال است که با این استادان تماس داشته ام و بارها با هم گفتگو داشته ایم. خصوصا استاد دوستخواه که از نثر ایشان بسیاری آموخته ام. استادان خودشان بهتر می دانند موضوع چه است و چگونه است. خوب، اکنون هم (شاید به دلیل) دشنام های از جمله شما و فضای این وبلاگ رو به خاموشی گرفته اند، یا شاید بیشتر به آبروی خود فکر می کنند تا به حقایق گفتگو شده (ای کاش چنین نبود).
با خانم گیتی مهدوی و دوستان دیگر در نشست های شاهنامه پژوهی شش ماهی همکاری کرده ام و آنها بخوبی مرا و کارهایم را می شناسند. از جمله پژوهشم در زمینه بخش بندی دوران های شاهنامه. ایشان به همین دلیل نثر مرا می شناسند و همچنین دیدگاه های مرا. چنان که گفتم، نام، برای من کمتر از نیکپژوهی مهم است. و استاد دوستخواه نیز در پاسخی که در این پست آورده اند از پیش می دانستند که من زرتشت را فیلسوف نمی دانم، ولی قبول دارم که جهانبینی او را نیز می توان در فلسفه بررسی کرد.

شما نیز اگر اینها را نمی دانستید اکنون می دانید. تنها تعجب در اینجاست که گفتگو به شما چه ربطی دارد؟ آیا شما پژوهنده هستید و در این زمینه ها سالهاست کار کرده اید؟ چرا نمی گذارید استاد دوستخواه خود پاسخم را بنویسند. چرا فحاشی کردن از پژوهش کردن و تکیه کردن به پرسش مطرح شده برای شما مهمتر است؟

پس وقتی پس از بارها دشنام و بدگویی به انتقادم که تنها راه خرد و سالم بودن پژوهش ها را ادعا می کند، و در کتابخانه گویا نیز سبب بهتر شدن آن فایل صوتی شد، می نویسم جا..ش، برای جلوگیری از دخالت بیجای شماهاست که مثل فضای ایران تنها و تنها بزرگ بودن "آقا" و "استاد" و "رهبر" برایتان مهم است و نه خود اندیشه.

چه اشکالی دارد دیدگاه من از پژوهشگرانی که در برخی از کارهایشان در کناره های فاشیسم ملی قدم می زنند مطرح شود؟ مگر شما ضد اندیشه هستید؟

می بینیم که استاد دوستخواه نیز کروی بودن اختران و اباختران را در یسنه 44 مشاهده نکرده اند. غلطهای کتاب استاد پرویز رجبی از سوی خودشان نیز غیرمستقیم پذیرفته شده اند. حتماً شما اشاره های استاد غیاث آبادی را نیز مشاهده کرده اید.

جالب است که این همه باید تلاش کرد و جلوی اتهام این و آن ایستادگی نشان داد تا یک ایرانی اشتباه خویش را بپذیرد.

چند وقت پیش که استاد دوستخواه مقاله ای در باره "عجم" در شاهنامه داشتند، من و پرویز رجبی با دیدگاه ایشان مشکل داشتیم و دیدگاه خودمان را آوردیم و همچنین در مورد پژوهش استاد خالقی مطلق که کار بسیار ارزنده ایست و در این باره بارها گفتگو شخصی بین من و استادان نیز شده است. برای نمونه من تصحیح خالقی را به صورت لایه ای دیگر از لایه های تودرتوی شاهنامه می بینم که در زمان ما به شاهنامه اضافه می گردد (همچون لایه شیعی که در دوران دیگری به شاهنامه اضافه شد). به همین دلیل دیدگاه پژوهندگان شاهنامه را عادلانه "لایه پژوهش دانشگاهیان" نام گذاشته ام. اینها انتقاد نیستند بلکه بخش بندی دورانها را نشانگرند. بگذریم...

درباره سکس و پاسخهای من به دوستان جوان (و ناجوان) در تارنمایم، سخن بردید. فکر کنم کوتاه بینی شما به مشکلات سکسی میلیونها جوان و غیر جوان ایرانی افکارتان را بخوبی برای دیگران روشن می سازد. این دشنامها بر من اثری ندارند چون می دانم و عقیده دارم راه آزادی و خردجویی را در پیش گرفته ام. و براستی چرا شما نمی خواهید دوستان در این زمینه به آگاهی بیشتری برسند؟

فکر کنم از این پس باید اختیار را در دست خردجویان ایرانزمین گذاشت تا با خواندن کتابها و مطالب، راه خویش را به پیش گیرند و آگاه باشند که کسانی نیز هستند که کوشش می کنند بدور از ملی گرایی و سیاست-دوستی پژوهش کنند (البته منظورم بیشتر در مورد بعضی از کارهای این پژوهشگران است(.

خب، در پایان، باز باید از شما دوستان پرسید که نام شما و پیشه شما چیست؟ علی؟ کدام علی؟ علیرضا؟ کدام علیرضا؟

از فرهاد نیز سپاسگزام که این گفتگوها را به دسترسی دیگران پیوست کرده اند.

راستی دوستی پیام داده بود که بزودی نقدی طنزگونه بصورت داستان کوتاه از کتاب "ترازوی هزارکفه" پرویز رجبی در حال نوشتن دارند که تا فردا برایم خواهند فرستاد. آن را در تارنمایم مشاهده کنید. و همچنین پاسخم به بخشی از کتاب رجبی که در اینجا آمده و نگاه استاد دوستخواه نیز در تارنمایم منتشر خواهد شد.

دوستدار همگی شما
آرش شریف زاده عبدی
www.arashabdi.com

 
At ۱۳.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

شیدا خانم

چه خوب شد که از مریضی نام آوردید. تا کنون از اصطلاح بیماری هنری یا ادبی چیزی شنیده اید؟
اگر من بگویم بسیاری از هنرمندان از چنین بیماری ای رنج می برند چی؟
برای شما روشن شد؟
حالا از هنرمندان و نویسندگان غربی که بگذریم، اگر من بگویم "صادق هدایت" چی؟
این نویسنده بزرگوار با درونمایه های هنری اش و در بیماری هنری اش نکته های زیبایی را برای آموزگاری ما از خود باقی گذاشتند.
و براستی اگر صادق هدایت امروز زنده بود شما فکر می کنید که او بیشتر با من همعقیده بود یا با افرادی چون شما؟
بیچاره صادق از همین بیسوادی و عقب ماندگی شماها خودکشی کرد...

البته اگر شما دلایل بهتری دارید، چشم براه خواندنش خواهم بود.

ای داد بیداد
ای وای بر ما

آرش شریف زاده عبدی
www.arashabdi.com

 
At ۱۳.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

شیدا جان

همچنین گفته بودید که من خودبزرگ-بین هستم.
فکر می کنم که مرا با این استادانی که 2000 مقاله نوشته اند و 53 کتاب به چاپ رسانده اند ولی غلط های خود را نمی پذیرند اشتباه گرفته اید. من که ادعایی ندارم.

اگر تنها مقالات ایشان را حساب کنیم و اگر ایشان برای پیگیری و منابع هر کدام آنها فقط یک هفته هم وقت گذاشته باشند بیش از 38 سال ایشان تنها نشسته اند و مقاله نوشته اند. کتابها که هیچ.

پس آیا من خودبزرگ-بینم یا استادی که کارهای خود را به رخ ما کشیده اند؟

من از اندیشه و گفتار و کردار نیک زرتشت پیروی می کنم. شما چطور؟

ای وای بر ما
ای داد بیداد

دوستدار همگی شما
آرش شریف زاده عبدی
www.arashabdi.com

 
At ۱۳.۷.۸۷, Anonymous نوشین said...

آقای "ای داد و بیداد"، شما جداً که یک بیمارید طوریکه متوجه تناقض گویی هایتان هم نیستید! نوشته اید: "من که ادعایی ندارم". ایا اینطور است واقعاً؟ پس عمهء من نوشته بود: "آدم نیستم، عالم که هستم" !؟
آیا این ادعا نیست؟

شمناً به آن همه اشکالاتی که دیگران از منطق و برهان آبکی شما گرفتند و تناقضات بسیارتان در پیامهایتان چه می گویید؟! چرا جوابی ندارید و آبزیرکاهانه فرار می کنید!؟

جالبترین نکته آنکه نوشته اید: "من از اندیشه و گفتار و کردار نیک زرتشت پیروی می کنم" واقعاً جالب است! می شود بگویید زرتشتی که شما از وی پیروی می کنید در کجا دیگران را "جاکش" خوانده است!؟

 
At ۱۴.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

مهمترین تذکرات زرتشت و خدایش، که دروغ را بزرگترین اهریمن می دانستند، این بود که در برابر با دروغ باید ایستادگی تمام نشان داد. ببینید چقدر دروغگو در آن زمان پیدا می شده که یارو تمام دین خود را بر این یایه بیان کرده!!!

مثال عالم را هم که علیرضا خان علم کرده بودند.

این گفتگوها آنقدر از موضوع اصلی دور شده اند که بدون کمی طنز واقعا خشک و غیر قابل خواندن می شوند.

حالا چرا خودتان را بیخودی ناراحت می کنید؟

بیایید این داستان را در سایت یوتوب بشنوید:

http://www.youtube.com/watch?v=kM1gZRoAi8s

 
At ۱۵.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

با اینکه همه کاسه-کوزه ها بر سر من شکست ولی در نهایت هم فایل هانیه خانم بهتر شد و هم استا رجبی غلط های کتابشان را پذبرفتند.

ادعای پرسش کردن ایشان نیز در متن "ترازوی هزارکفه" رد شد. چون در جمله های پسین ایشان پرسش خود را نیز به قطع گرفته اند.

نوشین جان، اکنون باید از شما پرسید که منطق بنده آبکی بوده یا منطق اساتید محترم؟

به کوشش خرد به پیش خواهیم رفت.

دوستدار همگی شما
آرش شریف زاده عبدی
www.arashabdi.com

 
At ۱۵.۷.۸۷, Blogger Giti Mahdavi said...

آقای آرش شریف زاده عبدی
متأسفانه شما از سکوت من و در ِ باز کتابخانۀ گویا سوءِاستفاده می کنید. مسلمأ علاقمندان به نظرات و نوشته های شما به سایت شما مراجعه می کنند نه به کتابخانۀ گویا. بنابر این خواهش می کنم که مباحثتان را در سایت خودتان دنبال کنید. در همین چند پیامی که نوشته اید، پندار و گفتار نیکتان بر همگان روشن شد و دیگر کافیست. در اینجا از همۀ عزیزانی که در این پیام ها به آنها اهانت شده پوزش می طلبم، به خصوص از استاد نازنینم دکتر پرویز رجبی

با احترام، گیتی مهدوی

 
At ۱۵.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

آری، به دلیل روشن نگری ام مرا از اینجا بیرون می کنند.

چشم، دیگر در این بخش و در بخش های دیگر کتابخانه گویا چیزی نخواهم نوشت. و خوشحالم که اندیشه و گفتار نیک برای همگان روشن شد.

ولی فکر کردم که دوستان باید از حقیقت موضوع اطلاع داشته باشند.

آرش

 
At ۱۵.۷.۸۷, Anonymous ناشناس said...

البته منظورم این بود که تنها در این زمینه در کتابخانه گویا چیزی نخواهم نوشت. مگر اینکه دوستان به دشنام های خود ادامه دهند.

پوزش مرا بپذیرید
آرش

 

ارسال یک نظر

<< بازگشت به صفحۀ اصلی